به گزارش شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ اخیراً عباس عبدی، استاد دانشگاهِ غربگرا، در اقدامی غیرمنصفانه و جانبدارانه، مردم کف خیابان را «اقلیتی رانتی» نامید که مردم با نظرات آنها موافق نیستند.
در شرایط پساجنگ که مردم ایران در پی جنایات متعدد آمریکایی-صهیونیستی برانگیخته شده و در قالب خودآگاهی اجتماعی، رسالت عظیم دفاع از کشور را با ابزار انسجام و وحدت اجتماعی در کف خیابانها برعهده گرفتند، تقسیم سیاسی ملت ایران به اقلیت و اکثریت، جز خباثت درونی و برساخت انشقاق اجتماعی، چه هدف دیگری میتواند داشته باشد؟
مردمِ مبعوثشده کف خیابان، عصاره تمام ملت ایران بوده، بهطوریکه دامنه و پهنای باند آن شامل تمام اقوام، مذاهب و سلائق سیاسی است.
مطالبات، شعارها و نوع کنش اجتماعی در تمامی اجتماعات کشور که برآیند اتحاد مقدس (مردم، نیروهای مسلح و دیپلماسی) است، از یک جنس هستند.
مطالبات مردم کف خیابان، دفاع از تمامیت ارضی، استقلال کشور، وحدت و انسجام و تأمین منافع ملی بوده و این خواست ۹۰ میلیون ایرانی اصیل و حقیقی است؛ انشقاق و ممیزی گذاشتن بین خواستههای مردم و کنشگران فهیم و بصیر کف خیابان که در هزاره سوم معجزهای بینظیر را خلق کردهاند، جز کجفهمی سیاسی، عدم درک صحیح از ژئوپلیتیک منطقه، عدم درک اقتصاد سیاسی و کژفهمی شناخت صحیح از مردم ایران نیست.
در حالی که قاعده قدرتمند حضور میدانی مردم، تنظیمکننده راهبرد در میدان و دیپلماسی بوده و برای اولین بار در سطح ملی «دیپلماسی عمومی» را رقم زده است و ادامه این مسیر، آینده کشور را بهعنوان یک بازیگر مؤثر در عرصه جهانی رقم میزند، چنین حرفهایی با ژست روشنفکری، اگر از روی خیانت نباشد، قطعاً از روی حماقت است.


