به گزارش شبکه اطلاعرسانی «مرصاد»؛ در جمهوری اسلامی ایران، جایگاه رهبری همواره فراتر از منازعات سیاسی روزمره قرار داشته و بر صیانت از اصول، خطوط قرمز انقلاب و در عین حال احترام به رأی مردم و دولتهای مستقر استوار بوده است. بر همین اساس، در مقاطع مختلف، هنگامی که دولتها بر پیگیری مسیرهای خاص اصرار داشتهاند، امکان آزمودن آن مسیرها در چارچوبهای تعیینشده فراهم شده تا هم حجت بر همگان تمام شود و هم نتایج آن بهصورت عینی در معرض قضاوت افکار عمومی قرار گیرد.
در موضوع مذاکره نیز اصل گفتگو محل مناقشه نیست؛ آنچه اهمیت دارد، زمان، شرایط، جایگاه و نسبت قدرت طرفین در هنگام مذاکره است. مذاکره زمانی میتواند منافع ملی را تأمین کند که از موضع اقتدار انجام شود، نه از موضع نیاز یا خوشبینی به طرفی که سابقهای طولانی در عهدشکنی و بدعهدی دارد.
واقعیت آن است که آمریکا طی سالهای اخیر با مجموعهای از چالشهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی در سطح بینالمللی مواجه بوده و بسیاری از تحلیلگران معتقدند این کشور برای مدیریت بحرانهای خود نیازمند کاهش تنش در برخی جبهههاست؛ پرسش اساسی اینجاست که آیا در چنین شرایطی باید برای طرف مقابل مسیر تنفس و بازسازی ظرفیتهای از دسترفته را فراهم کرد یا از اهرمهای قدرت برای پیشبرد مطالبات مشروع ملت ایران بهره گرفت؟
تجربه تاریخی نشان میدهد سیاست خارجی آمریکا بیش از آنکه بر تعهدات پایدار و اخلاق سیاسی استوار باشد، بر منافع و موازنه قدرت تکیه دارد. از اینرو، کشورها و دولتهای مختلف در مقاطع گوناگون، طعم تغییر رفتار و بیاعتنایی آمریکا به تعهدات خود را چشیدهاند؛ موضوعی که تکیه بر وعدههای این کشور را بدون تضمینهای واقعی، با ریسک جدی مواجه میکند.
از سوی دیگر، همچنان بخشی از جریان سیاسی کشور راهحل بسیاری از مسائل را در اعتماد به غرب و تکرار نسخههای آزمودهشده گذشته جستجو میکند؛ رویکردی که در عمل، ظرفیتهای داخلی و تجربههای تاریخی را نادیده میگیرد و بر الگوهای ناکارآمد اصرار میورزد.
در این میان، ملت ایران حق دارد بپرسد تضمین جلوگیری از تکرار تحریمها، فشارها، خرابکاریها، ترورها و اقدامات خصمانه آینده چیست؟ و چه سازوکاری میتواند مانع تکرار تجربههای گذشته شود؟
در نهایت، مسئله اصلی نه اصل مذاکره، بلکه نوع نگاه به آن است؛ اینکه مذاکره ابزار تقویت اقتدار ملی باشد یا مسیری برای گرهزدن سرنوشت کشور به اراده قدرتهای خارجی، پرسشی تعیینکننده برای آینده سیاسی و اقتصادی کشور است.
نویسنده: حامد بهرامیان؛ کارشناس ارشد رسانه


