روایتی از شب دوم محرمالحرام
در دومین شب از موسمِ ماتم و حضور، «مسجد جامع» نه یک مکان، که میعادگاهی بود برای پیوند میان «عقلِ برهانی» و «شورِ حسینی». در این شب که گویی نسیمِ کربلا به کوچههای شهر وزیده بود، بند بندِ جانِ عزاداران در تلاطمِ یک ارادتِ دیرین، گره خورد.
سخنرانی: طنینِ عقلانیت در ساحتِ عشق
حجتالاسلام والمسلمین میثم قاسمی، با کلامی که ریشه در معارف نابِ مکتبِ اهلبیت(ع) داشت، پرده از اسرار «شبهای آغازین» واقعه برداشت. ایشان نه تنها به بیانِ تاریخِ محض، که به کالبدشکافیِ «بصیرتِ حسینی» در مواجهه با چالشهای زمانه پرداختند. کلامِ ایشان، تلنگری بود بر جانهای خفته؛ تا دریابیم که محرم، یک آیینِ تکرارِ تاریخ نیست، بلکه فرصتی است برای تماشای حقیقت در آیینه سیدالشهدا(ع).
مرثیهسرایی: عروجِ واژهها در آسمانِ توسل
سپس نوبت به «روضهخوان» رسید. حاج حسن شهبازی، با نوایی که گویی از حنجرهای زخمخورده از فراق برمیخاست، قفلِ سکوتِ شب را شکست. آغازِ مجلس با «مناجاتِ امام زمان(عج)»، پیوندی بود میانِ غریبِ مدینه و غریبِ تاریخ؛ گویی حاضران در آن لحظه، بیش از هر زمان دیگر، دلتنگِ منتقمی بودند که داغِ حسین(ع) در سینه دارد.
روضهخوانیِ ایشان، گذاری بود بر وقایعِ شبِ دوم؛ شبِ ورودِ کاروان به سرزمینِ بلا. سینه زنیِ بعد از آن نیز، نه تنها یک آیینِ سنتی، که ریتمِ تپشِ قلبهایی بود که در طنینِ «یا حسین» به یکصدایی رسیدند. مسجد در آن لحظات، به واسطهی سوزِ صدای مداح، گویی به حریمِ کبریاییِ حسین(ع) نزدیکتر شده بود.
سخنِ آخر:
شب دوم در مسجد جامعه، تنها یک مراسمِ عزاداری نبود؛ بلکه پیماننامهای بود که میانِ سینه های سپر شده در برابرِ نامِ حسین(ع) و آرمانهای بلندِ عاشورا امضا شد. عزادارانِ این مسجد، در پایانِ مراسم، با چشمانی اشکبار و دلهایی لبریز از عزم، رهسپار شدند تا فردای خود را با پیامی که در این شبِ شورانگیز دریافت کردهاند، بسازند.
انتهای خبر /


